شمس الدين محمد بن محمود آملي

119

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

باب سيم در امراض و اسباب و اعراض مرض : عبارتست از هياتى غير طبيعى كه در بدن واجب شود از آن هيات آفتى در فعل و جو با اوليا و آفت فعل سه چيز است : يكى تجاوز از آنچه او اقتضا كند همچو تخيل صور و اشكال مختلفه مهيبه كه بواسطه تغيير مزاج دماغ بود . دويم نقصان او همچو ضعف بصر . سيم بطلان او همچو عمى و سبب عبارتست از هياتيكه موجب آفت شود در فعل بتوسط همچو اغذيه و ادويه حاره كه موجب سخونت اخلاط شود و عرض عبارت است از هياتيكه تابع مرض بود در لحوق همچو التهاب راس بوقت حدوث حمى و گاه باشد كه عرض سبب مرض ديگر شود همچو وجع شديد كه عرضست به نسبت با قولنج و سبب شود از آن حدوث غشى و عرض نيز سبب مرض ديگر شود همچو صداع كه مرضى است از آن حمى كه حادث شود از ذات الجنب و امراض در اصل مفردند يا مركب و مرض مفرد سه قسم است : سوء مزاج و امراض تركيب و تفرق اتصال و سوء مزاج چنان كه معلوم شد شانزده قسمست و امراض تركيب كه آن را امراض اعضاى اليه گويند چهار قسمست اول امراض خلقت كه آن باز چهار قسم است : اول آنكه مخصوص است به شكل دويم آنكه مخصوص است بمجارى . سيم آنكه مخصوص است باوعيه . چهارم مخصوص است بصفايح دويم امراض وضع و اين پنج قسم است : اول انخلاع عضو از موضع خود دويم زوال عضو از موضع خود سيم حركت عضو در